<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته های مـــهرناز</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Jun 2008 07:45:05 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>من و باز هم سفرهای شمال</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>بازم تابستون شد.فصلی که هوا فوقعلاده گرمه مخصوصا&quot; تو شمال ولی من نمیدونم این ملت شمال چرا این فصل رو برای مراسمهای عروسیشون انتخاب میکنن؟؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;و ما  هم با اکیپ موسسه مجبور میشیم به این خطه سفر کرده و. . .  خودمونیما سفر به شمال خالی از لطف نیست از همه مهمترش اینکه من میرم دریا و یه دله سیر شنا میکنم و حموم افتاب میگیرم و به قول یکی از دوستان شکلاتی میشم ولی باید بگم از شکلاتی شدن گذشته قهوه ای قهوه ای میشم.خیلی باحاله من که دوستش دارم م م م .چند روز پیش هم شمال بودم هنوز نه هواد گرم شده بود نه افتابش سوزنده بود ولی رفتم دریا جاتون خالی خیلی باحال بود کلی هم سوختم ولی هنوز شکلات نشدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Jun 2008 07:45:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و زندگی</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>دارم  زندگی میکنم بدونه هیچ ناراحتی تازه فهمیدم باید سنگدل باشم.دیر فهمیدم ولی بالاخره فهمیدم مهم همینه.ببخشیدا گور بابای همشون.همه اونهایی که تا حالا باهاشون دوست بودم هیچ کدومشون لیاقت نداشتن و دیگه کسی هم لایق من نیست.از این به بعد دیگه هر کی منو بخواد باید بدو دنبالم .بسه دیگه هر چی خانم بودم.خسته شدم از همتون برین گم شینننن.بزار بگن بد شدم کینه ای شدم دیگه حداقل نمیگن چقدر سادست چقدر خره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=7&gt;ازت بدم میاد.برو گم شو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 21:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و اتفاقات بد</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>به خودم قول داده بودم دیگه به کسی وابسته نشم ولی نشد که نشد.اخ که چقدر من خرم؟؟؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;نمیگم به کی وابسته شدم ولی اینو میگم که ما با هم هیچ مشکلی نداشتیم و یه نامرد باعث شد که رابطه خوب ما به هم بخوره.اشکال نداره منم سپردمش دست خدا.حالا که اینجوری شده میخوام یه کاری کنم که حال طرفمو بد بگیرم دعا کن برام&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 10:24:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و خستگی</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>خستم خیلی خسته دیگه حوصله نوشتن ندارم تا بعد از عید بای بای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال خوبی داشته باشی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Mar 2008 16:38:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و ولنتاین</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>امسال هم ادم نشدم و مجبور شدم یه کادو توپ پ پ پ بخرم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;شانس منه بدبخت نمیدونم چرا با هر کی دوست میشم تولدش با ولنتاین تقریبا توی یک تاریخه و من مجبورم حسابی ولخرجی کنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; ولی بیخیال این کارم در نوع خودش بی نظیره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;حالا میخوام یه بیو گرافی کامل از ولنتاین براتون بگم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه چيز درباره ولنتاين&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; * ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته ميشود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه  در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران  داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام   JUNO FEBRUTA  زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده  كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان  زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: &quot;از طرف ولنتاين تو.&quot; اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد  بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* پاپ  اعظم GLASIUS فردي بود كه  روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را  الگو قرار داده  و در خود متجلي مي ساختند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد  اعدام شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز  گرديده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي  كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال  ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روي آستين لباسشان مي نوشتند تا به همه بگويند: ازحس من آگاه شويد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* در زمانهاي گذشته در ولز چنين  مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: &quot;تو قلب مرا گشوده اي&quot; يا &quot;كليد دروازه قلب من دست توست.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد.  اگر در اين روز سينه سرخ از بالاي سر دختري عبور كند او با يك ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشك عبور كند همسرش مرد فقيري ميشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره  باشد آن دختر با مردي پولدار ازدواج خواهد كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به &quot;روز سفيد&quot;(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* در چين هم افسانه اي  وجود دارد كه نمادي از عشق است و روز ولنتاين چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمين روز از هفتمين ماه در تقويم چيني  است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند  تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس  وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز&lt;BR&gt;احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري&lt;BR&gt;عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد&lt;BR&gt;ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و&lt;BR&gt;بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه&lt;BR&gt;تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي &lt;BR&gt;اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.&lt;BR&gt;كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه &lt;BR&gt;هاي روم باستان  مي بـاشد. معني لغوي آن &quot;آرزو &quot; است.&lt;BR&gt;كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي &lt;BR&gt;كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند. &lt;BR&gt; 4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و&lt;BR&gt;گذشت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل&lt;BR&gt;ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه&lt;BR&gt;دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن&lt;BR&gt;ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به  زن ميداد. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته&lt;BR&gt;شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد&lt;BR&gt;عشق جاوداني و پايدار است. &lt;BR&gt;7- علامت&quot;X&quot;:اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است. &lt;BR&gt;   &lt;BR&gt;8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها&lt;BR&gt;هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت&lt;BR&gt;كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند. &lt;BR&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Feb 2008 09:46:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و شیطونی ی ی ی ی </title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>من نمیدونم چرا انقدر جدیدا شیطونیهام صد برابر شده ه ه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;خودم یا اطرافیانم بعضی وقتها خسته میشن از دستم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;به خدا دست خودم نیست نمیدونم خوب چی کار کنم به نظر خودم بیش فعالم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;همه اولش میگن(پسرا مخصوصا)ما عاشق اینجور دختراییم ولی بعد از چند بار برخورد . بیرون رفتن میبینن که نه نمیتونن منو تحمل کنن&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;بابا به چه زبونی بگم دست خودم نیست  ت ت ت ت ت &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;ولی حالا دوروغ نگفته باشم خودم بعضی مواقع با خودم حال میکنم دوستام بهم میگن من باید خبر نگار میشدم با این همه رو و انرژی که دارم.حالا اینا چه ربطی به خبر نگاری داره خدا میدونه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;.یه مورد دیگه اینکه به قول دوستام تو کل کل کم نمیارم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;خوب باز اینم دست خودم نیست  ولی از این یه مورد دیگه نمیتونم بگذرم و بزارم طرف هر چی میخواد بگه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt;کلا ما اینیم دیگه ه ه ه ه ه </description>
<pubDate>Sat, 02 Feb 2008 20:36:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و زبان المانی</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description> یک سال و نیم پیش جو زبان المانی منو بد جوری گرفت&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;رفتم دنبالشو ثبت نام کردمو شرو کردم به خواندنش خیلی باحال بود کلی با حاش حال کردم تا ترم ۲ خوندم ولی به خاطر کارم نتونستم ادامش بدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;ولی الان بعد از یک سال و نیم دوباره شروع کردم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;البته دوباره از ترم یک.میدونی که زبان و اگر ول کنی فراره البته زیاد هم یادم نرفته بود ولی شنیدم که متتد تدریسشون عوض شده ترجیح دادم از اول شروع کنم و دیدم که واقعا فرق کرده و خیلی قشنگ تدریس میکنن و ادم مشتاق میکنن که ادامه بده در هر صورت خیلی باحاله ه ه ه ه !!من کلی دوستش دارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی یه چیز بی ربط یه پست داشتم من و مرادی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; که گفته بودم خیلی وقته ندیدمش خواستم بگم که هنوز ندیدمش&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;حساب کن از یک ماه قبل از اون پست تا الان چقدر میشه ه ه ه؟؟؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;ولی امیدوارم تولدش ببینمش&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 20:53:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و سیاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>من و سیاست ؟؟؟؟عجیبه به خدا!!!!! اخه من هیچ وقت هیچ علاقه ای به سیاست نداشتم همیشه عقیدم این بود که وقتمو با حرفها و فکرهای سیاسی تلف نکنم .ولی دیشب یه چیزی دیدم که موهای تنم سیخ شد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;واقعا وحشتناک بود.انقدر روی من تاثیر گذاشت که تا صبح خوابم نبرد.اون چیزی که من دیدم شاید خیلی ها دیده باشن و به نظرشون اصلا مهم نباشه ولی من که یه دخترم و احساساته خانمهارو بهتر درک میکنم خودمو گذاشتم جای اون زن .واقعا اگه من جای اون خانم بودم  حتما خودمو میکشتم.صحنه ای که من دیدم بازجویی (همسر سعید امامی)بود.وحشتناک بود.در ادامه اون فیلم چند کتاب از دکتر نوری زاده معرفی شد که متن کامل قتلهای زنجیره ای سعید امامی  و. . .  به طور کامل ذکر شده.اولین کاری که صبح کردم کسب اطلاع بیشتر از شخصیت سعید امامی بود خیلی مطلب کسب کردم جالبترین اینکه قتلهای زنجیره ای در زمان ریاست جمهوری خاتمی رو شد واینکه سعید امامی در زندان خودکشی کرده که همه ی اونهایی سعید امامی رو میشناختن از این موضوع تعجب کردن چرا که اونها عقیده داشتن سعید امامی اهل این کار نبوده وخیلی چیزهای دیگه که من نمیتونم همشو اینجا بگم خودتون برید ببینید چه خبره و ما بی خبر 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی اسم کتابهای دکتر نوری زاده:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱:سونای زعفرانیه(سحر معشوقه سعید امامی)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲:فلاحیان مردی برای تمام فصول جنایت&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jan 2008 20:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من ویک خطر بزرگ گ گ گ گ گ </title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt;خطر از بیخ گوشم گذشت ت ت ت ت ت البته همچینم نگذشته تا هفته اینده کاملا امیدوارم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;بگذره نمیخوام بگم چی شده!!!فقط بگم خطر ناکه ه ه ه ه ه ه.برام دعا کن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=6&gt;همش تقصیر مرادیه!!!!!!!!!!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 19:45:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و مرادی</title>
<link>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>اونهایی که منو میشناسن میدونن من کیو میگم .  &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;البته همه نه فقط اونهایی که باهام صمیمی هستن میشناسنش .خلاصه که دلم خیلی براش تنگ شده ه ه ه ه ه ه ه ه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;خیلی وقته ندیدمش اونم به خاطر مشغله کاری که داره.خب چی کار کنم دلم بد تنگیده ه  ه ه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt; </description>
<pubDate>Fri, 11 Jan 2008 16:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrnaz1362&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>mehrnaz1362</dc:creator>
<guid>http://mehrnaz1362.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
